تو را در آسمانها ستوده اند و خالق خاک و افلاک، محمودت نامیده اند.

 

کسی که ملکوتیان محمدش خوانند، مشتی خاک چگونه می تواند مدحش کند.

 آن که هستی  وجودش را وامدار اوست.

مسجدالحرام تا مسجدالقصی به طرفة العینی در زیر لگام طی الارض اوست .

 

تمام انبیاء عظام ، مأموم نماز جماعت اویند.

 

 

آن که مهر قبول توبه آدم است و عمر نوح طفیلی لحظه لحظه وجود اوست .

 

ابراهیم خلیل برای دمی مودت و دوستی با او ثانیه شماری میکند .

 

موسی کلیم الله در حریمش تپق می زند وجان در کالبد روح الله فقط با دم مسیحایی او جای میگیرد.

 

آن که عرش اعلی فرش قدوم مبارکش گشت وسدرة المنتهی سجده گذار مقام رفیعش.

 

 قبة الخضرایش ، دُری زمردین از خطه جنت است که بر صفحه سفید مدینةالنبی به نیکی میدرخشد.

 

مگر نه این است که انسان اشرف مخلوقات است و او نیز خاتم گرانبهای این جواهر عالم .

 

درحریمی که جبرئیل امین نایب الزیاره اش است،عزرائیل در مقابلش با تمام وجود اذن دخول می گیرد، میکائیل در مطالبه

 

روزی خود گام می گذارد.

 

و اسرافیل بر سنگ فرش سرایش ، رحل اقامت افکنده و انتظار نفخ صور را میکشد.

 

او که محبوب ترین مخلوق پروردگار است و مایه ی مباهات خلق روزگار.

 

چنین ممدوحی را حقیر سراپا تقصیری چو من چگونه بستاید و جز اقرار بر عجز خود، به چه کلامی زبان گشاید؟

 

من چگونه بر حریمش قدم گذارم ، که شهپرم از شرم خواهد سوخت.

 پس وصف وجودش را به پروردگار واجب الوجود می سپارم و مقامش را در حد وسع به صلواتی تسبیح می گویم . 

اللهم صل علی محمد و آل محمد 

 

 برگرفته از کتاب طنين خاک در محضر افلاک